تبليغاتX
نغمه درد :: « کارم از گریه گذشت ست بدان می خندم »
 
 

 

 

به دست هاي او نگاه مي كنم

 كه مي تواند از زمين

 هزار ريشه گياه هرزه را برآورد

و مي تواند از فضا

هزارها ستاره را به زير پا درآورد

به دست هاي خود نگاه مي كنم

 كه از سپيده تا غروب

هزار كاغذ سپيد را سياه مي كند

 هزار لحظه عزيز را تباه مي كند

 مرا فريب مي دهد

 تو را فريب مي دهد

 گناه مي كند

 چرا سپيد را سياه مي كند ؟!

 چرا گناه مي كند ؟!

 

  

|+|
نوشته شده توسط حورا در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 7:4 بعد از ظهر