تبليغاتX
نغمه درد :: « کارم از گریه گذشت ست بدان می خندم »
 
صدا صداي خداست ! 

 

به من مگو كه خدا را نديده ام هرگز

اگر خداطلبي

خدا در اشك يتيمان رفته از يادست

خدا در آه غريبان خانه بر بادست 

 اگر خدا خواهي

درون بغض زنان غريب جاي خداست

دل
شكسته ي هر بينوا سراي خداست

 نگاه كن به هزاران ستاره در دل شب 

به آسمان بنگر 

به آسمان كه پر از گوهرست دامانش

 به كهكشان كه نداني كجاست پايانش

رونده ايست خدانام در خم اين راه

ببين به ديده ي دل

به فرق ثابت و سياره جاي پاي خداست

به من مگو خدا را نديده ام هرگز

دو ديده را بگشا 

 بدان پرنده ي رنگين نگر كه در دل باغ

به برگ برگ درختان سرود مي پاشد

سرود او همه گل نغمه يي براي خداست

در آشيانه ي شب

در آستانه ي صبح 

 كه جز صداي نسيم و نواي مرغ سحر

ز هيچ حنجره يي نغمه بر نمي خيزد 

 به گوش باطن من هر صدا صداي خداست 

 در آن دمي كه ز بيم غريو رعد به كوه

هزار صخره به خاك هلاك مي افتد

به وقت زلزله ها

مگو كجاست خدا

نهيب زلزله حرفي ز خشم هاي خداست

در آن زمان كه فتد لرزه به جان زمين 

 و لحظه لحظه غريو شبانه مي پيچد 

 به بيشه هاي عظيم 

 صداي عربده ي رعد با تو مي گويد

كه آسمان و زمين

به زير سم ستوران بادپاي خداست

مخواه لب بگشايم كه تاب گفتن نيست

سكوت من مشكن

كه در سكوت پر از حيرتم قناي خداست

به ناله هاي شب آميز مرغ حق سوگند

به روشنايي زيباي هر فلق سوگند

به سرخ فامي خورشيد در شفق سوگند

به گريه سحر بندگان پاك قسم

درون مويرگ و موي من هواي خداست

 

  

|+|
نوشته شده توسط حورا در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:45 بعد از ظهر