نمی دونم ...
تا حالا احساس کردی همه چیزو می بینی ؟!
احساس اینکه بلندترین جای این زمین ایستادی و داری پایین و نگاه می کنی !
به نظرت خنده داره یا گریه دار ؟!
دیدن آدمایی که از صبح تا شب با همدیگه درگیرن
و شب تا صبح با وجدانشون !
دیدن آدمایی که اون پایین شبیه فرشته هان اما از این بالا شبیه دیوای سیاه می مونن
اگر تونستی یه سر بیا اینجا ...
شاید زندگی برات یه معنی دیگه پیدا کنه !
میدونی ...
همه میتونن بیان این بالا
ولی میدونی چرا نمیان ؟!
چون از این بالا خیلی چیزا رو میشه !!
این روزا آدما حتی جرات رفتن جلوی آینه رو هم ندارن
چه برسه به این بالا ... !!
ایست !!!
این دنیا و مردمانش بدجوری روی دلم سنگی می کند
پیاده میشم !!!
غزاله ....

می نویسم برای تو و میدانم که هیچ وقت نمی خوانی .... !!!
غزاله ی من ٬ خواهر گلم ....
علاوه بر خانوادت ٬ جات بین همه ی وبلاگ نویس ها هم خالیه ....
دلم می سوزه ٬ انقدر دیر بهت رسیدم که مهلت آشنایی نموند ....
ولی دوست دارم خواهر گلم و حس میکنم یه خواهر خوب رو از دست دادم ....
تو این چند روز بارها وبلاگ قشنگت رو خوندم ....
ولی حیف که دیگه با دستای تو به روز نمی شه .... حیف !!!
کاش به خودت و این زندگی فرصت میدادی ....
....
هاله ی من .... عزیزه دلم .... تو که خواهر کوچولوتو از دست دادی
مرگ اشارتی ست بر حیاتی دیگر
رهایی از چهار دیوار جسم
و
پرواز در بیکران ابدیت
رهایی از محدودیت ماه
و
انحلال در اصالت روح
آری مرگ زایشی دگر است
اشارتی به جاودانگی روح
او که مرد
بدان که لحظه ی آفرینشش
زمان نو به نو شدنش فرا رسیده است
بر توست که تولدش را جشن بگیری
کنون گریه و فغان نمی خواهد
به پاس آزادیش شاد باش
آری مرگ او اشارتی نوید خواهد بود
مرگ او چهره ای از نو خواهد آفرید

آی مهربونا
برای هاله ی من دعا کنید
برای غزاله ی من هم از یه فاتحه دریغ نکن !!!



