تبليغاتX
نغمه درد :: « کارم از گریه گذشت ست بدان می خندم »
 
 

 

 بيا ز سنگ بپرسيم

 

 درون آينه ها درپی چه می گردی ؟

بيا ز سنگ بپرسيم 

كه از حكايت فرجام ما چه می داند 

بيا ز سنگ بپرسيم

زانكه غير از سنگ

كسي حكايت فرجام را نمی داند

هميشه از همه نزديک تر به ما سنگ است

نگاه كن

نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ

چه سنگبارانی ! گيرم گريختی همه عمر

كجا پناه بری ؟

خانه خدا سنگ است

به قصه های غريبانه ام ببخشاييد

كه من كه سنگ صبورم

نه سنگم و نه صبور 

چنان درنگ به ما چيره شد كه سنگ شديم

دلم ازين همه سنگ و درنگ مي تركد

بيا ز سنگ بپرسيم

نه بی گمان همه در زير سنگ می پوسيم

و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟

درون آينه ها در پی چه می گردی ؟


  

|+|
نوشته شده توسط حورا در شنبه هجدهم شهریور 1385 و ساعت 4:30 بعد از ظهر