تبليغاتX
نغمه درد :: « کارم از گریه گذشت ست بدان می خندم »
 
 

 

    کدام بهار ؟

تو در اميد بهاري بگو كدام بهار

تو در هواي نسيمي بگو كدام نسيم 

گمان مدار كه ما

در اين بهار به گل ها و سبزه ها برسيم 

بهار ما ز تبسم لطيف بيزارست

ولي نسيم غم جانگداز بسيارست

گل بهار كجاست

گل بهار جوان فتاده در خونست

گل بهار رخ مادران محزونست

چمن كجاست بگو ؟
 
تمام صحنه ي ميدان جنگ ما چمن است 
 
گلشن برادر تو يا پسر عموي من است  

نواي بلبل اي نوبهار داني چيست 
 
صداي غربت مردان خسته ي وطن است 

صداي ضجه نو باوگان بي مادر
 
فغان دختر بيچاره در عزاي پدر  

غريو گريه ي طاقت گداز مرد و زن است

چه گويم اي همدرد

ز گريه سرشارم

بيا كه بر ستم روزگار گريه كنيم

بيا به ياد دل داغدار گريه كنيم

بيا به درد زمان زار زار گريه كنيم 

بيا از اينهمه داغ كنار لاله چو ابر بهار گريه كنيم

تو در اميد بهاري بگو كدام بهار ؟

 

 


 

|+|
نوشته شده توسط حورا در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 10:0 قبل از ظهر