عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ همان یک لحظه اول
که اول ظلم را دیدم ٬ از این مخلوق بی وجدان ٬ جهان را با همه
زیبایی و زشتی به روی یکدیگر ویرانه می کردم .
عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ که در همسایگی
صدها گرسنه ٬ چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ٬ نخستین
نعره ی مستانه را خاموش ٬ آن دم بر لب پیمانه می کردم .
عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ که می دیم یکی
عریان و لرزان ٬ دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین ٬ زمین را
واژگون مستانه میکردم .
عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ برای خاطر تنها یکی
مجنون صحرا گرد بی سامان ٬ هزاران لیلی ناز آفرین را ٬ کو به کو
آواره و ویرانه می کردم .
عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ به گرد شمع سوزان
دل عشاق سرگردان ٬ سراپای وجود بی وفا معشوق را ویرانه می
کردم .
عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ......
چرا من جای او باشم ؟ همین بهتر که خود در جای خود بنشسته و
تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد .
و گر من جای او بودم ٬ این چنین کی عادلانه روی سازش سوی
عادل و فرزانه میکردم ؟.....
عجب صبری خدا داره !!!!!!


